قبرنوشته‌های یک مرده‌ بی فک و فامیل

یادداشت‌های یک خبرنگار مرده قطعه 304- ردیف 110- شماره 62

گاهی وقتا که داخل قبر نشسته ام و دارم به گذشته خودم فکر می کنم میبینم  واقعا من توی دنیا هیچ وقت یه لحظه هم به این فکر نکردم که هر آن ممکنه بمیرم و دیگه فرصتی برای جبران نداشته باشم حتی اون موقعی که زلزله بم اومد و من زنده بودم به خودم نیومدم که انسان هر لحظه باید منتظر این باشه که رخت از این دنیای فانی بر بنده.باور کنید من قصد نصیحت ندارم من یه مرده بی فک وفامیل بیش نیستم که حتی یه فاتحه هم نصیبش نشده ولی می خوام بگم توی دنیا اونقدر زرق و برق وجود داشت که یک لحظه هم به زندگی پس از مرگ فکر نکردم نمی خوام بگم کاش اعمال نیک و باقیات صالحات انجام میدادم نه نه می خوام بگم  کاش لااقل برای دنیای پس از مرگ برنامه ریزی میکردم وکارای نیمه تموممو انجام میدادم و به حق الناسی که بر گردنم بود میرسیدم حق الناسی که حتی از گردن شهید هم برداشته نشده.شهیدی که با اولین قطره خونش تمام گناهانش بخشیده میشه.کاش تو دنیا این سخن علی علیه السلام رو جدی میگرفتم. اعمل لدنياک کانک تعيش ابدا و اعمل لآخرتک کانک تموت غدا(برای دنیا طوری کار کن که گویی تا ابد زنده ای و برای آخرت طوری کار کن که گویی همین فردا می میری)

                                              اطلاعیه و ترحیم ها

                                    حراج فوری به علت مهاجرت به جهندم

یک قبر در حوالی ایران زمین با تجهیزات کامل تهویه و آگوستیک جداره بدون سوسک و عقرب و سوسمار و بدون مزاحمت جنابین نکیر و منکر به همراه سنگ لحد ژاپنی اصل و سنگ قبر گرانیتی پرتلند با قیمت خیلی خیلی مناسب به فروش می رسد.

قیمت :هر چی زنم بگه(زنگ قبر کناری رو بزنید)

                                       جناب آقای اسف ..رح...مشا..ی

بی زحمت بالا سر قبری فاتحه بخونید که توش مرده باشه

از طرف کسی که می خاد سر به تنت نباشه

                                       قابل توجه  هم قبری های محترم

بنگاه قبر یابی مهر قبرگستر شرق با کادری مجرب و پرسنلی مرده سوز آماده خدمات رسانی به  قبروندان عزیز در سرتاسر قبرستان میباشد.خدمات بنگاه قبریابی عبارت از تعویض قبر .نبش قبر.سوزاندن مرده های داخل قبر.گور به گور کردن.خاک تو گور کردن.مرده شور بردن و اجاره سوئیت و مکان برای دختر و پسرهایی که  طفلکی ها حتی بعد از مرگ هم جا برای...ندارند.

با ما تماس بگیرید(اگه با ما تماس داشتید  تاندون(کاف و میم) یادتون نره)

                                       تور مسافرتی یک روزه به دنیا

شرکت مسافرتی بوی خیابان های دنیا در عملی خداپسندانه بعد از رایزنی های فراوان با خداوند متعال این موجود بی پدر و مادر و بی همه کس توانست رضایت ایشان را مبنی بر اخذ روادید دنیا به مدت یک روز برای همقبریان عزیز فراهم نماید.لذا از تمامی مرده های عزیز خواهشمند است جهت ثبت نام به دفتر شرکت مراجعت کنند.لوازم مورد نیاز سفر بشقاب. قاشق. چنگال. پتو.لباس زیرم بردارید شاید قسمت شد بیشتر موندیم. شبشم تو منزل برادران  م.ح.م و م.ک از فعالان عرصه گور به گور کردن جوانان مهمونیم.قیمه دارند.

قبر نوشت۱.به ضرس قاطع میگم از طرف کسی که با سینما و تئاتر سرو کار داره هر دختری که بخواد وارد سینما یا تئاتر بشه باید باید باید تاکید مبکنم باید. ب.ک.ار.ت.ش.و از دست بده تا موفق بشه.پس اگه خواستین وارد این عرصه بشین قید این چیز و هم بزنید.چیزی که حتی تو فیلم قوی سیاه کاندید اسکار هم بهش اشاره میشه

قبر نوشت۲.به قول شهیاد عزیز با اجازتون آره من..عاشقم!!! نه! با اجارتون دارم میرم چند وقتی نیستم سفری در پیش است جایی در دور جایی که نه آنتن ایرانسل هست و نه اینترنت آنلاین فقط کویر

قبر نوشت۳.

خاکم به سر زغصه به سر خاک اگر کنم       خاک وطن که رفت چه خاکی به سر کنم

میرزاده عشقی 

قبر نوشت۴.ما مخلصیم.فعلا خدا حافظ راستی

عید اومده عید اومده بهاره

شادی رو به خونمون میاره                               

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 11 PM  توسط قبرنشین  | 

وقتي كه مردم خيلي چيزها رو فهميدم اولش اينكه هر چيزي كه تموم بشه ديگه قابل برگشت نيست هر چيزي كه خاتمه پيدا كنه ديگه قابل استرداد نيست يا اگرم دوباره تكرار بشه مثل اولش نميشه وقتي كه مردي يعني مردي يعني تموم يعني ديگه خودتو به زمين و آسمونم بكوبي تموم شدي و بايد به آينده فكر كني به اينكه ضرب و تقسيم كني ببيني روز قيامت واقعا ميتوني پاسخگوي اعمالت باشي روز قيامتي كه واقعا يك سينماي به تمام معناست سينمايي كه در واقع جشنواره و اختتاميه سينماي مستند اعمال مردمه سينمايي كه اگر منكر اين بشي كه اين فيلم و اين صحنه از تو نبوده و ادعا كني من همچين كاري رو نساختم به طور ويدئو پروژكتور تمام اون صحنه ها رو جلو چشمت ميارند تا بفهمي كه همه ي اون اعمال و كارها كارگرداني و بازيگريش همه مال خودت بوده.قطعا جايزه اسكار هم به بهترين مستند و تمشك طلايي هم به بدترين مستند تعلق می گيره در واقع ميشه روز قيامت رو تو آين آيه تفسير كرد فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ وَ مَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ (زلزال ، 7و8 )

                                              اطلاعيه ها و ترحيم ها

                                    جناب سركار خان جون صرفا بدون عصا

از زحمات بي دريغ شما در خرفهم كردن ما و اميد دادن به بندگان نوميد و مايوس از درگاه باري تعالي صميمانه سپاسگزاريم.ميدانيم قابل شما را ندارد اما به جهت خدمات شايان و قابل توجهي كه انجام داده ايد يك قبر مشدي در  قبرستان الهيه با احترامات فائقه تقديمتان ميگردد و شخص شخيص بنده خودم عمليات كفن و دفن و تلقينتان را به عهده ميگيرم .به جان خودم تا تو قبر نزارمت خيالم راحت نميشه

از طرف يك مرده بي فك وفاميل

                                                    喜山长尾叶猴

維持六周的野外調查失敗後,这物種被認為很可能已經滅絕,就算是还有任何個體仍

然生存,其數量也很难維持并延續物种族群。年8月29日,安徽铜陵市有白鳍豚

梅花鹿山西亚种 (آخييي اين پيام درخواست كمك عزرائيل ژاپن از عزرائيله ايرانه )

 

 مشاورچي با شما حتي تا آن دنيا

با سلام دختري هستم ۲۲ ساله تازه دار فاني را وداع گفته ام در دار دنيا مدتي با پسري رابطه داشتم اما به دلايلي خودكشي كردم بعد از فوتم هم  پسرك با دختري ديگر روي هم ريخت نه نه فكر بد نكنيد روي هم ريخت يعني باهاش دوست شد نه اينكه روي هم ....خلاصه خواستم از جناب دكتر قبروسي پور بپرسم ميتوانم در قبرستان به دوست پسرم خيانت كنم يا خير؟خيلي از برنامه خوبتون متشكرم.نازنين هستم از قطعه ۳۰۴

پاسخ:اولا كه شما بي خود كرديد رابطه نامشروع داشتيد.دوما خبر مرگت اگه يه تيپ و قيافه خوبي ميداشتي پسره لااقل يه فاتحه برات ميخوند.سوما واه واه واه دختر تو چقد هولييييييي

حرفهايي از جنس خودمان

قرارمان شب نمناك.رخوت بوردو                       نگاه كردن خورشيد در غروب پالرمو

قرار بعديمان رقص دستهاي من وهديه تو            سكوت و تنهايي...كافه هاي كوچك ورشو

قرار بعديمان اعجاز دستهاي من و تو                  شكوفه دادن گيلاس در خزان كيوتو

 حامد ابراهیم پور

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 2 AM  توسط قبرنشین  | 

خودش میگوید راست و دروغش را نمیدانم ولی خیلی دروغ میگوید همان اوایل هم خیلی دروغ میگفت به همه دوستانش که ما باشیم دروغ میگفت.اصلا ناف این بچه را با دروغ بریده بودند. من هم میدانستم دروغ میگوید ولی به رویش نمی آوردم چون میدانم دروغ نوعی آرامش ذهنی اولیه به آدم میدهد اصلا آدم اگر دروغ نگوید که آدم نمیشود.خودش هم همان دفعه دروغ گفت همان دفعه که با مشت کوبید توی دماغم .عضلات دماغم رگ به رگ شد هنوز هم وقتی با انگشت شصت واشاره ام دماغم را به طرفین انحنا میدهم صدای ترک ترک استخوان های دماغم را میشنوم .همان موقع ها گفت راست و دروغش را نمیدانم. گفت که از قصد با مشت به دهانم نکوبیده حتی قسم هم خورد" به ارواح خاک ننه ام".ولی باز هم فهمیدیم دروغ گفته چون ننه اش زنده بود  اصلا ننه اش ننه نبود مامانش بود بهش میگفت مامان ولی به ما گفته بود ننه ام مرده .حتما احساس میکرد ننه سوسلی است خودش میگفت قسم هم میخورد ولی دروغ میگفت وقتی که شروع به چاخان پاخان میکرد من فقط سر تکان میدادم وتاییدش میکردم  میگفت تازگی ها با یک دختر مدل بالا آشنا شده.صبح ها که میخواهد برود سر کار دوست دخترش با ماشین پراید نوک مدادی دنبالش میاید و تا سرکار میبردش موقع خداحافظی هم جای خلوتی پارک میکند و هم دیگر را میبوسند. میگوید یک بار هم مرا برده بیابانهای  اطراف کهریزک وماشین را کنار کشیده و مدتی به عشقبازی پرداخته ایم حتی آدرس دقیقش را گفت. گفت کنار گاوداری بالاتر از جاده خاکی که به راه اصلی ورامین میخورد.به جان خودم خودش گفت.دیگر طوری شده بود که حتی راست هایش را هم باور نمی کردم این گذشت تا اینکه چند وقتی خبری از او نداشتم بعد از مرگم هم ندیدمش راحت بگویم دلم برای دورغ ها و چاخان هایش تنگ شده بود جواد میگفت این پسر اگر همین طوری چاخان پاخان کند یک رجل سیاسی میشود آن وقت ها در عجب بودم جواد از کجا این واژه رجل سیاسی را بلد بود.میگفت رجل سیاسی هم نشود یک گهی میشود جواد را که میشناسید نه گمانم نمیشناسید چند بار حسابی همین آقای دروغگو را کتک زده بود جواد میگفت بچه تر  که بوده داخل گاراژ حسین نصیری ترتیبش را داده ولی خود این آقای دروغگو حاشا میکرد  میگفت من آن موقع ها اصلا آنجا کار نمیکردم.خلاصه بعد از مرگم ندیده بودمش همین دیروز دیدم یک مرده تازه وارد تشیع میکنند رفتم در تابوت رو باز کردم که دیدم بعععله همین آقای دروغگو مرده.بعد بهش گفتم خب آقای دروغگو اینجا هم جرات داری به نکیر و منکر دروغ بگی اصلا اینجا هم بلدی چاخان پاخان کنی كلا لوتعلمون علم اليقين لترون الجحيم ثم لترونها عين اليقين

                                                   اطلاعیه ها و ترحیم ها

                                                سم و دین وینچستر عزیز

دو برادر بازیگر در سریال سوپرنچرال خیلی خیلی بازیتان قشنگ است حال کردیم به نکیر و منکر قسم.مرسی که به ما ارواح هم هویت میدهید فقط ما نفهمیدیم شما از کجا حقوق میگیرید.

جمعی از هنرمندان خانه سینما قبرستان

                                                    --------------------

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

-----------------------(توضیح: این پیام یکی از مرده های کر ولال بود)

 قبرنوشت ۱.پس از سالها ...تو

قبر نوشت ۲.خبر آمدنت می رود شهر به شهر.باغ به باغ.مردمان یمن و تونس و مصر.مردمان عربستان و اردن.همه عالم به تمنای عدالت خاسته اند.شور و حالی برپاست.وعده آمدنت نزدیک است.     

قبر نوشت۳.

در حیرتم از این همه تعجیل شما

از این همه صبر و طول و تفصیل شما

ما خیر ندیدیم  از سال قدیم

این سال جدید هم تحویل شما  

قبر نوشت۴.تسلیت به تناز عزیز که دایی گرامش به جمع ما مردگان پیوست اما همیشه یادش زنده است                                         

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 1 AM  توسط قبرنشین  | 

تمام شد.دیروز دم غروب.دیروز خانه ام را هم از دست دادم.خانه ی نقلی و اجاره ای ام را.تنها حسنش این بود که این صاحبخانه ام مانند صاحبخانه چند سال پیشم در خانی آباد وسایلم را داخل کوچه پرت نکرد و مثل بچه ی آدم خانه را تخلیه کردم.وسایلم را در انباری خانه ی دوستم قرار دادم.ازتمام وسایلم فقط لپ تاپ و دوربین عکاسی ام را داخل کوله پشتی  جا داده ام.خوبیش این است که تمام مایملک با ارزش و دارایی های منقول من به همین دو موجود الکترنیکی ختم میشود و فقط کمبود این دو است که میتواند جای خالی بزرگی برای من محسوب شود والا برای من امکانات رفاهی زیاد مهم نیست. اما دیگر تمام شد.دیگر باید بروم بدون تو و بدون خاطرات خانه ی کوچه خوشبخت کوچه آدمهای  همیشه خوشبخت.بدون قاب عکس تو با همان چهره و لبخند همیشگی ات که گمانم یکسالی هست که نه من و نه الهام و نه مانلی بیچاره و نه مادرت دیده ایم.دیگر باید بروم از همین خانه ای که بعضی شبها با هم زیر سقفش می خوابیدیم  یادت که هست صبح دم همیشه تو زودتر بیدار میشدی و سر کار میرفتی  چشم که  باز میکردم و جای خالی تو را می دیدم شعر طاهره صفارزاده را زمزمه میکردم:صبح آمده است تو رفته ای...عشق آمده است... تو نیستی...تو نیستی... تو نیستی...چه میشود کرد رنگ دیوار به پرده ها نمیخورد...رنگ قالی به هیچکدام ...امروز تولد دوک الینگتون بود...دیگر باید بروم از این خانه بدون تو و بدون حتی قاب عکست.همان قاب عکسی که الهام میگوید : هر روز جگر مادرم را خونین تر میکند و صد بار نبود حامد را تشدید میکند.من اکنون رفته ام.حامد عزیز  بگذار اعترافی بکنم به هیچ چیز و هیچ کسی به هیچ دختر و هیچ پسری اجازه نداده ام بعد رفتنت ذره ای مانند تو به من نزدیک شود .گمانم تا چند شب در خانه ی دوستی بمانم بعدش هم که معلوم است با شصت هفتاد هزار تومنی که ته مانده حسابم هست به یک پانسیون ارزان قیمت نقل مکان میکنم.دندان درد هم مزید بر علت شده دندانی که از بخت بد دندانپزشک توصیه کرده که باید حتما عصب کشی بشود و در بهترین حالت  صدو بیست هزار تومن خرج  بر می دارد و برای من صد و بیست هزار تومن در این شرایط یعنی صد و بیست هزار ضربه شلاق البته من هنوز هم معتقدم میتوانم با گذاشتن سیر روی دندان عصب را ظرف یک هفته ناکار کنم و اگر نکنم چاره ای ندارم جز اینکه  بکشمش همان دندانی که در کنار دو دندانی بود که  هفته پیش کشیده بودم واقعا فکم دیدنی میشود  البته گمان نکنم به بد ریختی فک راجر ایبرت شود  برای تسکین دردش کلی قرص اموکسی سیسیلین و مفنامیک اسید و مگافن و ژلوفن به همراه دارم یحتمل یک اسپری لیدوکائین هم بخرم تا به دندانم بپاشم اصلا به تمام وجودم بپاشم تا در برابر تمام دردها سر بشوم تا به تمام دنیا بپاشم .ترامادول ومتادون هم دارم قرص هایی که تنها با آنها میشود  لحظه ای به این مشکلات خندید اما با این همه اینبار نمی گویم ای فلورانس اسکاول شین و ای کاترین پاندر و ای کریشنا مورتی و ای اوشو با نشئگی های سیگاری مانندتان به دادم برسید!!!نه نمی گویم!!! اینبار میگویم:وقتی که تو غمگین تر از همیشه ای... الیس الله بکاف عبده..لیس؟لیس؟لیس؟لیس؟ بخدا هست بخدا هست به خدا "خدا"  کافی  است برای بنده اش

 قبر نوشت1.باورتان بشود که از مهر منتظر بودم تا نزدیک عید شود و بیایم اینجا با صدای بلند و فونت صد  ترانه بهاری شهیاد را بنویسم

عید اومده عید اومده ...بهاره                  شادی رو به خونمون میاره

اما....... كدام خانه پس شما بنویسید شمارا به مقدساتتان بنویسد از طرف من بنویسید تا روح من آرام شود درون هر صفحه ای که دوست دارید بالای هدر یا  کنار پروفایل یا داخل قسمت نظرات اصلا در ادامه مطلبتان با فونت بزرگ بنویسید بنویسد بنویسد شما را به خدا بنویسید.

قبرنوشت۲.همیشه در ادامه ی مطلبم ادامه تست. این شعردوست شاعرم محمد واعظی تقدیم به تست به تو حامد عزیز

قبر نوشت۳.آهنگ وبلاگمم که ترسیم گر دنیای این روزای منه تقدیم به همه شما دوستان عزیز

قبر نوشت۴.

از دستهای گرم تو

کودکان توامان آغوش خویش

 سخن ها خواهم گفت

غم نان اگر بگذارد

قبر نوشت۵.اگر توانستيد هواي ۲۸ اسفند را برايم داخل بطري بريزيد. برايم كمي هواي اسفند نگه داريد.هواي دنياي اين روزهاي من هواي ۲۹ شهريور است.

قبر نوشت۶.شایدم بودم ..شاید دیگر هیچ وقت نبودم.. شاید وقتی دیگر.. شاید همین فردا شاید چند سال دیگر شاید شاید...اگر نماندم حلالم کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 0 AM  توسط قبرنشین  | 

 گمانم مجسمه معروف  انديشه گر يا همان مرد متفكر ساخته اگوست رودن را  ديده ايد. همان مردي كه لخت و عور با نگاهي نافذ و رو به جلو در حال انديشه است(چقدر اينجاي نوشته مان شبيه نوشته هاي  ريحانه شد)حتما ديده ايد من هم ديروز با همان حالت روي قبرم نشسته بودم و در حال انديشيدن بودم. توجه داريد كه در كادربندي ها و نماي بصري دوربين در سينما و تلويزيون اگر تصویر فردی در حالت كلوزآپ يا اكستريم كلوزآپ باشد و فرد در حال فكر کردن باشد و سرش پايين باشد يعني به بن بست رسيده اگر سرش به بالا باشد يعني به تعادل ثانويه يا كاتارسيس ارسطويي رسيده و اگر رو به جلو باشد خب طبيعتا در حال فكر كردن و تعمق در مساله اي است كه ذهنش را مشغول كرده. خب طبيعتا ما هم نگاه رو به جلو داشتيم و در حال انديشيدن بوديم اين سوال هم  بماند كه اصلا مرده فكر مي كند يا خير؟خلاصه داشتیم به موضوعات بسياري از جمله مرگ و زندگي پس از مرگ فكر ميكردیم كه به يكباره دندان بالايي  در فك سمت چپمان كنار دندان عقلمان كرسي نه ها كناريش به شدت درد گرفت همان که کنار دو تا دندانی بود که هفته پیش کشیدیم.اين ها را  گفتيم تا خرفهمتان كنيم  كه مرده ها هم درد ميكشند آن هم دندان درد. وقتي هم دندان درد بگيرد آدم از مرده بودن خودش هم بيزار ميشود حالا تفكرات عميق هستي و نيستي اش پيشكش.لطفا اگر هزينه عصب كشي و ترميم و اندو مولر دندان ما را متقبل نمي شويد لا اقل فاتحه اي بخوانيد برايمان كه بد جور دندانمان درد ميكند.آخخخخ پدر سگ همين الان هم به شدت درد ميكند.ان شا الله دندان هركه فاتحه نخواند درد بگيرد و آخش به قبرستان بقيع برسد.

                                                  اطلاعیه ها و ترحیم ها

زنده ها و فامیل وابسته که پنج شنبه و جمعه ها تشریف نحس تان را می آورید قبرستان.بی زحمت از آوردن بچه های تخستان که روی قبرهای مردم می شاشند اکیدا خود داری کنید.

ستاد زیباسازی قبرهای قبرستان

                                 جناب پیرمردی که میایی هر هفته سر قبر من

بابا بخدا قبر زنت دو قطعه پایین تره من زن یکی دیگه ام اشتباهی داری میایی سر قبر من. آخه اگه یه بار شوهرم بیاد  تو رو اینجا ببینه من چه خاکی به قبرم بریزم

ملوک خانوم

                                              جناب آقای صدا وسیما

لطفا مارا به خاطر خدمات شایانی که کرده ایم در بهشت زهرا قطعه هنرمندان دفن کنید

 از طرف جومونگ و سوسونا  اینا

                                  جناب آقای رئیس غسالخانه بهشت زهرا

خیلی ممنون که طرح مرده شور مکانیکی را پیشنهاد دادید.واقعا چقدر جالب است مرده را داخل دستگاه می اندازید خودش سدر و کافورش را میزند کفن مفنش هم میکند بعد مثل یک شکلات گوگولی مگولی از آن طرف میدهد بیرون.به این میگویند دولت الکترونیک.تا کور شود هر آنکه نتواند دید

جمعی از مرده های لت وپار شده ی غیر قابل شستشو

قبر نوشت ۱.سالهای دور از تهران

قبرنوشت ۲.هميشه در ادامه مطلبم ادامه تو هست

قبرنوشت۳."وقتی از عشق حرف می زنیم از چه حرف میزنیم"داستانی از ریموند کارور عزیز که باید خواند

قبرنوشت۴.

من شاید،یکی از هزار و یک

اسکیس ِ یک نقاش ناشی ام

من شاید، یکی از اِتود های

گمشده ی قبل اجرای یک

گرافیستِ حواس پرتم

یا شاید نگاتیو ِ سوخته ی یک

عکاس ِ عاشق

یا یک غزل ِ بی قافیه

دزديده شده از وبلاگ همكار عزيزم سرور (تانگو در بهشت)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اسفند 1389ساعت 11 PM  توسط قبرنشین  | 

قبرنا:در حوالی دیروز نه گمونم پریروز نه  همون دیروز اصلا روزش مهم نیس مهم اینه که تو همین حوالی بوده.خلاصه به گزارش خبرنگار واحد مرکزی قبرنا که خبر مرگشو بیارن ایشالله به حق پنج تن با این خبر آوردناش دیروز نه همون پریروز چند نفر از مرده های اراذل و اوباش دست به تجمعات غیر قانونی در چند نقطه ی قبرستان زدند.این افراد که به گزارش خبرنگار گور به گور شده ی ما تعدادشان به اندازه انگشت های دست یه بچه مرده هم نبود با دادن شعارهای ضد مقبره ای و ایجاد رعب و وحشت در قبرستان موجب سلب آسایش از شهروندان مرده ی قبرستان شدند.این گروه قلیل که خودشان را حامی دو تن از مرده های به تاریخ پیوسته می دانستند در اقدامی ناپسند و  غیر مرده ای که در شان یک مرده ی ایرانی نیست قبرهای وابسته به دولت قبرستان را به آتش کشیدند اوباش همچنین در عملی نمادین یک مرده ی به تاریخ پیوسته  را از قبر بیرون کشیدند و به آتش کشیدند.یک مقام دون پایه که خواست نامش فاش نشود به خبرنگار مردنیه ما گفت: باید این مرده های شورشی را به سزای اعمالشان رساند و چوب در استخوان های ترقوه شان کرد.این مقام دون پایه حرفهای دیگری هم زد اما قبرنا از درج این اخبار معذور است.در همین رابطه به سراغ رئیس پلیس قبرستان بزرگ رفتیم تا از چند و چوند این تجمعات غیر قانونی گزارشی تهیه کنیم که ایشان با این جمله به شورشیان هشدار داد:خاک تو گور هر کی شورش کنه برید در خونه خودتون شورش کنید اه اه اه مرده هم مرده های قدیم.به گزارش خبرنگار واحد مرکزی قبرنا خبرنگار ما هم اکنون در بین مرده های شورشی است که بلند فریاد میزنند:قبر ما رو پس بدید!!! قبر مارو پس بدید!!! قبر ما رو پس بدید!!!.قبرنا از آنجایی که خبرگزاری معتبری است برای تایید صحت و سقم این اخبار حاضر است قسم حضرت عباس بخورد.به ابالفرض العباس ایشالله قبرنا برود جهنم اگر دروغ گفته باشد.

                                                      اطلاعیه ها و ترحیم ها

 جمعی از اموات مشهد در اطلاعیه ای اعلام کردند که با توجه به هجوم مسافران نوروزی در ایام عید علی الخصوص تهرانی ها که سابقه ی درخشانی در خودکشی کردن با مترو دارند خواهشمند است اگر فکر خودکشی به سرتان زد بروید با متروی خودتان خودکشی کنید این مترو با پول خون پدر و پدربزرگ ما درست شده میخواهید هنوز هیچی نشده خونی اش کنید.

جمعی از مردم مشهد هم در اطلاعیه ای اعلام کردند که با توجه به هجوم مسافران نوروزی در ایام عید علی الخصوص مردم ندید بدید شهرستانی صمیمانه تقاضا مندیم بی زحمت تا جایی که ممکن است سوار متروی ما نشوید یا اگر هم سوار شدید خیلی آرام سوار شوید خب متروی ما چینی است زود خرابش میکنید.روی در و دیوارش هم شماره تلفن نویسیدپلیییززز.تهرانی ها هم حق ندارند سوار شوند چون حسودیشان میشود و متروی خشگل و نوی ما را خراب میکنند.اصلا هیچکس نباید سوار شود خودمان هم سوار نمی شویم اصلا تا روز ۱۵ فروردین متروی ما تعطیل است بروید سوار متروی خودتان بشوید هنوز هیچی نشده میخواید متروی ما را خراب کنید.

                                            جناب آقای دکتر عبدالکریم سروش

واقعا اعتماد به نفس تان من رو کشته قحط الرجال بود که ایران قصد ترور تو رو بکنه؟ تازه شم اونوقت فکر کردی من به این راحتیا جونتو میگیرم.

عزرائیل علیه السلام

                                       جناب راننده ای که به من زدی وفرار کردی

زدی با ماشینت مارو لت وپار کردی نوش جونت.آخه بی معرفت وقتی اومدی پایین  دیگه چرا کیف پولمو زدی و در رفتی

از طرف یه یک مرده ی نگون بخت که جنازه اش روی زمین و آسمونه

                                                جناب اقای مهندس قبرآبادی

انتصاب شایسته و خیلی بجای شما را به جای آن انتخاب ناشایست ونابجا منظورمان رئیس قبلی است را تبریک عرض مینماییم و از خداوند منان توفیقات روز افزون شما را در ریاست قبرداری قبرستان خواهانیم.

جمعی از کارمندان بخش مرده خوری قبرداری قبرستان

قبرنوشت۱.عکس هایی از من در جشنواره ملی عکس و همچنین  عکس هایی از پشت صحنه و آفیش  سریال تلویزیونی رو که جدیدا شروع به کار کردم توش درآخرین تصویر ابروی تو ببیند.حرمتون باشه اگه نظر ندید

قبرنوشت۲.وقتی رولان بارت نظریه مرگ مولف رو مطرح کرد من مردم.

قبرنوشت۳.قلب من از طپیدنش خسته شد.

قبر نوشت۴.وقتی روز به روز دارم بیشتر عاشق شهیاد میشم میتونم بگم که تبدیل به یک ه.م.و.س.ک.ش.و.ا.ل نشدم

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اسفند 1389ساعت 11 PM  توسط قبرنشین  | 

آن وقت ها من زنده بودم.مثل الان اسیر خاک نبودم. تو بودی! هر چند هیچ وقت وجود نداشتی فقط میدانستم هستی! یعنی  فقط بودی! مثل خدا! که هیچ وقت ندیدمش اما بودی مثل مادر نادیا که همیشه با همان لحن بچه گانه اش میگفت: مادرش هست!وجود دارد! اما ندیدیمش.مادرش خوشگل بود چه میدانم نادیا میگفت.اما هیچ وقت مادرش را ندیدیم. نادیا هم ندید. نادیا را هم دیگر هیچ وقت ندیدیم.آخرین بار گریه میکرد.خیلی بلند گریه میکرد.آن وقت ها هم من میگفتم: تو هستی! اما کسی تو را ندیده بود. فقط یکبار دیده بودنت.کسی که قدش بلند بوده . صورتت را ندیده بودند.اما با این همه نمیدانم چرا فرشته را از تو بیشتر دوست داشتم .بهش میگفتیم:خاله فرشته اما حالا که خوب فکر میکنم میبینم اسمش فرشته نبود شاید چون به همه ی بچه ها سر میزد و برایشان هدیه می آورد به ما گفته بودند اسمش فرشته است. بوی خوشی میداد بعضی وقت ها هم بوی سیگار میداد.ما در یک سالن بزرگ که داخل هر اتاقش پنج الی شش بچه قد و نیم قد بودند جمعا پنجاه شصت نفری می شدیم که سه چهارتا مربی هم بر ما نظارت داشتند البته به نظر من پنجاه تا مربی هم برای نظارت ما کافی نبود.آن وقت ها من فکر می کردم تو هستی و روزی میایی حتما.مثل بابالنگ دراز!!!با آن قد بلندت!!! قد همیشه بلندت!!! که آیدا هم از تو به ارث برده ومعلوم نشد چرا قد من از تو بلندتر نشد.من میگفتم:تو هستی.چون خواهر همیشه هست.خواهر خون دارد.گوشت دارد.خواهر دعوا میکند اما برادر را دوست دارد.اما بعد از چند سال آخرین بار که دیدمت فقط آینه بغل ماشینت تمام زندگی من را زیر و رو میکرد یادت که هست؟؟من به آن ثروت نیازی نداشتم.فقط می خواستم آیدا دخترت را ببینم و خودت را. آیدا حتما قیافه دایی اش را از یادش برده است اما حالا بعد از یکسال تو رفته ای! آیدا و آرمان را هم برده ای. حالا که مرده ام فاصله ما بیشتر از ینگه دنیا و یک دنیا شده.با اینکه تو در ناز و نعمت بودی و من درکوچه احتیاج بودم و به مرداب فقر رسیده ام  اما باور بکن به پدر و مادرمان که هیچ وقت ندیدمشان قسم هیچ فقری هیچ فقری تاکید میکنم هیچ فقری جز فقر نداشتن یک خواهر ویک خواهر زاده مرا به زانو در نیاورد و بر خدایم کفر نورزیدم.باور کن بر خدایم کفر نورزیدم وقتی که زورم به صاحبخانه نرسید و همین دیروز فقط یک هفته مهلت تخلیه داد.کفر نورززیدم  وقتی که زورم به بدهکارها نرسید و فقط فحش هایشان را گوش کردم  کفر نورزیدم وقتی که حتی پول درمان... نداشتم.کفر نورزدیم وقتی به گناه بیگناهی خوک صفت وکفتار صفت و دروغگو و حرام زاده خوانده شدم اما وقتی تو گفتی :به زندگیت برس بچه جان.  فهمیدم که باید کم کم مشغول مردنم باشم.

آیا قصد حفظ اطلاعات این صفحه را دارید؟بله یا خیر یا لغو

خبر مرگت این همه تایپ کردم معلومه که قصد به خاطر سپردن اطلاعاتو دارم

صدای درب می آید منتظر اجازه نمیشود وارد اتاق میشود سریع لب تاپم را میبندم.چشمهایم را میبندم گویی خواب هستم.آرام صدایم میزند. بیدار نمیشوم. کم مانده است خنده ام بگیرد گوشی موبایلش را در می آرود. آهنگ بچه های مدرسه والف را پخش میکند.چشمانم را باز میکنم.بلافاصله با لحنی پیروزمندانه میگوید: بالاخره پیدات کردم!!!با صدایی خس دار میگویم :چی؟؟؟ گره روسری صورتی اش را باز میکند و کنارم مینشیند و میگوید: پیدات کردم مرده ی بی فک وفامیل!!! آخه بی معرفت من؛ محمد؛ مامانم؛ برگ چغندریم.مامانم به تو میگه: پسرم! من میگم: داداش!چرا فک میکنی بی فک وفامیلی؟دستم را جلو صورتم میگیرم و  میگویم:همشو خوندی؟؟؟چشمان درشتش را خیره میکند و میگوید:آره از این به بعدم همیشه میخونم.میگویم:روسریت رنگش مزخرفه.بلند میشود و میگوید:من عمدا اینو پوشیدم چون تو دوسش داشتی خنگول.میگویم ازش متنفرم.روسری را از سرش بر می دارد محکم پرتش میکند به صورتم و میگوید:تو مشاعرت رو از دست دادی. چشمانم بسته است ولی با خنده میگویم:معاشران گره از زلف یار باز کنید...زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم.روسری اش را سرش میگذارد و می گوید: هنوز جاشون داره خون میاد که؟ مگویم :بزا بیاد.بعد گره روسری اش را محکم میکند و میگوید:با صاحب خونه ات میخای چیکار کنی؟ نگاهش میکنم ومیگویم:تو این پانسیون ها با ماهی پنجاه تومن به آدم جا میدند. بلند میشود و میگوید:نیم ساعت دیگه شام آمادهست  سفره رو میارم بالا محمدم میاد تا اون موقع.

قبر نوشت۱.در دین ودوربین بخوانید.چه کسی گربه های ایرانی را حراج کرد

قبر نوشت۲.ببین که خلق را دیازپام ده خورانده اند.گمونم محسن نامجو داره دیوونه میشه؟شما بگید

قبر نوشت۳.مرسی طرفدارا که تا حالاش منتظر موندید.مرسی طرفدارا مرسی مرسی مرسی

قبر نوشت۴.امروز دقیقا ۹ روز است که آفتاب را ندیده ام کمی به من آفتاب بپاشید

قبر نوشت۵.تو کجا بودی...تو کجای این دنیا بودی؟ که من روی ویبره بودم و نفهمیدمت

قبر نوشت۶.اولین صبح بدون درد

قبر نوشت۷.آره داریم میریم بالا..میریم بالا

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اسفند 1389ساعت 10 PM  توسط قبرنشین  | 

ديروز ظهر داخل قبرم كپيده بودم و به اصطلاح چرت بعد از ناهارو ميگذروندم.يهويي ديدم صداي در مياد. واقعا از وقتي كه مرده بودم كسي زنگ قبر منو اصلا به صدا در نياورده بود .آخه من كه فك و فاميلي ندارم. اون وقتي هم كه مردم سازمان بهشت زهرا چند نفرو از سر گذر مولوي جمع كرد و بهشون پول داد که بياید زير تابوت اين مفلوك رو بگيريد و واسه خالی نبودن عریضه یه کم گریه و زاري كنيد.خلاصه شلوارمو پوشيدم و حيرت زده اومدم دم در.ديدم دو تا دختر و پسر بالا سر قبرم نشسته اند.هرچي فكر كردم بشناسمشون چيزي به مغز پوكم نرسيد. در همين حيث و بيث داشتم با خودم شعر حافظ عليه الرحمه رو زمزمه ميكردم"فاتحه اي چو آمدي بر سر خسته اي بخوان..لب بگشا كه میدهد لعل لبت به مرده جان.كه يهو ديدم اين دوتا روي قبرم نشستند.داد زدم مرده شور برده هاي ك..ن.ش..ر به شما ياد ندادند با ما تحت رو قبر كسي ننشينيد.هر چي داد زدم افاقه نكرد .به قول شاعر"گوش اگر گوش من و ناله اگر ناله توست.آنچه البته به جايي نرسد فرياد است.البته تو دنيا هم ناله و فرياد ما به جايي نرسيد اينجا كه ديگه قبره.خلاصه ديدم اين دو تا همين جوري رو قبر من نشسته اند و دارند دل و قلوه ميگيرند و به فرياد هاي من مرده هم توجهي ندارند.اين شد كه گفتم :به تحت السقر به درك اسفل السافلين. اين دختر هاي دافي صفت كه در دنيا به ما حالي ندادند حالا با پاي خودش ببخشيد با ماتحت خودش به ما رو كرده چرا بي بهره بمونیم.تازه اين عالم قبرم كه حساب كتاب درستي نداره اين شد كه شروع كرديم به حال و حول آن هم از نوع مقبره ايش. تازه پسره هم به ما رو كرده بود.به قول شاعر خوان نعمت پهن و تمام بود.در همين حین كه مشغول حال و حول بودم و آنها هم مشغول دل وقلوه يهو ديدم نخير اين دل و قلوه دارد به مكيدن پستان وشير هم كشيده مي شود(اعوذبالله من اشیطان الرجیم).البته بايد اين رو هم اضافه كنم  قبر من در موقعيت سوق الجيشي مناسبي قرار داره كه ديد مناسبي براي رهگذران نداره و از اين عملياتهاي فاشيستي هرازگاهي در قطعه ما ديده ميشه كلا هر پسري كه هوس شيرخواره گي ميكنه به قطعه 304پناه ميبره.  حسابي كفري شده بودم زنگ زدم به ستاد امر به معروف ونهي از منكر قبرستون .گفتم:چه سلامي چه عليكي شورشو در آورديد قبرستونه كه دارين؟ مگه قبرستون قانون نداره؟بابا اينجا خانواده زندگي ميكنه!زن و بچه مردم از اينجا رد ميشند!ناموس مرده هاي مردم امنيت ندارند! اين زنده ها اومدند جلو قبر من هر غلطي كه دوست دارند ميكنند.اين چه وضعشه آخه؟نميتونين اداره كنين جمع كنين درشو تخته كنين با اين قبرستونتون!بخدا اگه نياييد جمعشون كنيد ميرم خودمو وسط ميدون قبرداري آتيش ميزنم تا يه حركت دومينو وار انقلابي تو قبرستونهاي جهان اسلام راه بيفته كه از بهشت زهرا و بهشت رضا و بهشت معصومه شروع بشه تا به قرستون وادي السلام و قبرستون بقيع برسه.حالا ديگه خود دانيد.خلاصه پنج دقيقه نگذشت كه ديدم يه ماشين گشتي اومد وبه لطايف الحيلي اين دو موجود زنده ناپاك رو از روي قبرم فراري داد.در همون حين بود كه ياد آين آيه شريفه افتادم. یوم یفر المر من اخیه و امه و ابیه و صاحبته و بنیه  لکل امرمنهم یومئد شان یغنیه (عبس 37)

                                         اطلاعیه ها و ترحیم ها

                                        جناب آقای نژاد احمدی

بابعضی کارها و حرفایی که در دنیا انجام میدهید و میزنید تن پدر آهنگرتان که سهل است تن جد جده جدتان را هم در گور میلرزانید.

ستاد پیشگیری از لرزش های غیر مترقبه در قبر

                                  جناب آقای قطار شهری مشهد

خواهشمند است ما اموات را هم از نعمت این قطار شهری خوشگل مشگل چینی الاصل بی بهره نگزارید.مگر ما چه مان از مرده های تهرانی کمتر است.قبر نداریم که داریم کفن نداریم که داریم مرده شور هم که الی ماشاالله..پس دیگر چه مرگمان است.

جمعی از اموات ندید بدید و آرزو به دل بهشت رضای مشهد

                               برنامه امشب سینما اریکه مردگان

سالن شماره ۱.دیشب روحتو دیدم آیدا

سالن شماره ۲.بوی کافور عطر سدر

سالن شماره ۳.شبهای قبرستون

قبر نوشت۱.هر مرضی که به سراغم می آید قدرتمندترم میکند آه ای فلورانس اسکاول شین وآه ای کاترین پاندر چقدر هم آغوشی با شما را دوست دارم

قبرنوشت۲.قدم های پاکت را که در جمکران میگزاری.یادی بکن از این اسیر خفته در خاک

قبرنوشت۳.سالهای دور از حامد

+ نوشته شده در  جمعه ششم اسفند 1389ساعت 11 PM  توسط قبرنشین  | 

سر شب هرچی منتظر بودم یه کم باقیات صالحات برام بياد خبری نشد كه نشد. حتی یه فاتحه هم نیومد. این شد که شال و کفن کردم و از قبر زدم بیرون.اول خواستم یه سر به  قطعه قبور سازمانی بزنم اما حوصله ی این کارمندای دولتی رو نداشتم آدمو به سدر وکافور خوردن راضی میکنن.بعد خواستم یه سر به قطعه اعدامی ها بزنم دیدم دفعه پیش که رفتم نزدیک بود خشتک کفنمو پرچم کنن  بی خیال شدم.این شد که یه سر رفتم به قبور تازه ساخت .امکانات رفاهیش زیاد خوب نیس اما آینده اش خوبه  قبرداری هم بیشتر رو اونجا متمرکز شده خلاصه همه تعریف میکنند.  مرده های قبرای بغلیم میگند درخواست دادند به بستگان اونوریشون یه قبر اون بالا بالا ها واسشون جور کننن!!! منم بهشون گفتم: به گور همه تون میخندند. گور خوندین درسته راحت قبر گیر آوردید و کپیدید ولی عمرا بزارند نبش قبر بشید.خلاصه همینکه رسیدم اونجا دیدم یه پسره سر در قبرش نشسته و گریه میکنه وبلند داد میزنه: من نمردم! منم نمردم !بابا بخدا من نمردم!.رفتم جلو دستمو رو شونش گذاشتم( بخدا مثل فیلما دستم از شونش رد نشد قشنگ لمسش کردم این قرتی بازی رو فیلما و صدا وسیمای ملعون درس کرده بودند مارو اشکول میکردند اینجا همه میدونند معاد جسمانیه) بهش گفتم چی شده رفیق؟بلند داد زد: بابا بخدا من نمردم! اینا میگن مهرداد مرده؟بهش گفتم پس اسمت مهرداده؟گفت:آره .گفتم ببین مهری جان ببخشید مهرداد جان تو الان داغی  نمیفهمی! تو مردی رفیق! اما کم کم مرده فهم میشی. بعدشم والا بخدا اینجا زندگی خیلی قشنگه همش عشق و حال و حال حوله .مثلا همین فردا شب  تو قطعه هنرمندان پارتیه اونم مختلط! عیش و نوشم هست. یه سر بیا با بقیه مرده ها آشنا شو.نگران تنهاییتم نباش یه داف مرده خوبم واسط در نظر گرفتم. همین دو سه روز پیش مرده تصادفی مصادفی ام نی با قرص خودکشی کرده واسه خودش شاخیه باشه ؟نصف صورتش له شده بود.سرشو بالا آورد گفت :من نمردم من نمردم! بخدا من نمردم!باید برگردم به دنیا کلی کار دارم..تو دلم یاد این آیه افتادم ( رَبِّ ارجعون , لعلي أعمل صالحا فيما تَرَكْتُ} (مؤمنون: 23/99)

     ..............................................................................................................

                                              اطلاعیه ها و ترحیم ها

                                         جناب آقای مهندس تسلیمی

در گذشت ناگهانی شما را تسلیت عرض مینماییم وصمیمانه تقاضامندیم شصت پایتان را از جلوی دماغ ما بردارید.

جمعی از اموات قبرهای طبقه پایینی

                                             خانواده محترم اندکی

قرار بود هزینه مراسم چهل را صرف امور خیریه کنید عجالتا خیرش هنوز به مرده مفلوک و بخت برگشته اتان نرسیده تحقیق و تفحص کنید ببینید در گلوی کدام میراث خور گیر کرده.

ستاد جمع آوری باقیات صالحات

                                     جناب آقای  حاج رحیم نزول خور

در گذشت پیروزمندانه ی شما را بعد از عمری خدمت به جامعه نزول خور به شما و فامیل وابسته تبریک عرض مینماییم

جمعی از بدهکاران

قبر نوشت۱.تا چند روز نیستم این مختصرم فقط امروز به هزار التماس دعا جور شد

قبر نوشت۲.به  قطعه 304- ردیف 110- شماره 62 حتما سری بزنید آنجا کسی همنام من دفن است.ارمیا

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اسفند 1389ساعت 11 PM  توسط قبرنشین  |